بدون ترديد معلمان در شکل گيري انقلاب و پيروزي و تثبيت آن نقش مهم داشته و حضور آنان در روزهاي سخت جنگ تحميلي و پايبندي آنها به ارزشهاي اسلام وانقلاب برکسي پوشيده نيست. اين قشر فرهيخته با درک شرايط سخت ايام جنگ و دشواري هاي دوران سازندگي سالها در مواجهه با تنگناها و کمبودها اگاهانه سکوت کرده تا مبادا باري بر دوش انقلاب و نظام در آن سالهاي دشوار گذاشته باشد و اين منش وسلوک بود که موجب گرديده بود تا در نگاه و انديشه مسوولان ودولتمردان معلم نجيب ترين وقانع ترين فرد جامعه لقب بگيرد.
اما چند سالي است که اين قشر نجيب و صبور، به طرح مطالبات و خواسته هاي صنفي و حرفه اي خود پرداخته و حتي نسبت به شرايط و اوضاع واحوال زمانه زبان به انتقاد گشوده اند.
اکنون اين پرسش مهم مطرح است که: براستي چرا معلم ها با سابقه غيرقابل ترديد در وفاداري به انقلاب لب به اعتراض گشوده و مطالبات و خواسته ها و انتظارات اين قشر عظيم و فرهيخته کدام است ،که براي رسيدن به آن جنبش معلمي راه انداخته و براي تحقق آن حاضر به پرداخت هزينه هم شده اند.
نگارنده با توجه به نزديک بودن انتخابات رياست جمهوري، به عنوان يک معلم اشاره اي گذرا به اهم اين مطالبات و خواسته ها از دولت جديد دارد.
1- معيشت و اقتصاد
بي شک انچه که امروز در صدر مطالبات جامعه معلمي قرار گرفته است، عدم توجه دولتيان به وضعيت اقتصادي و معيشتي ورفاهي معلمان خود است.
معلمان امروز شان و جايگاه و منزلت و جايگاه خود را در دغدغه هاي معيشتي و اقتصاد، گم شده مي بينند و خود معتقدند که غم آب ونان باعث شده تا معلم از نيازهاي حياتي خود يعني تحقيق پژوهش و مطالعه و به روزآوري اطلاعات ، محروم و دور بماند .نداشتن درامد مناسب ومتناسب با شان معلمي و دغدغه هاي فراوان معيشتي و ناکام ماندن دولتهاي اصلاح طلب و اصولگرا به ويژه دولت نهم در ترميم يا افزايش حقوق متناسب با تورم و واقعيات اقتصادي موجب گرديده تا امروز معلمي مايوس ترين و بي انگيزه ترين دوران خود در طول سه دهه انقلاب اسلامي را بگذراند. مشاهده تبعيض در نظام پرداخت ها و خدمات رفاهي بين معلمان و ساير کارکنان دولت و بهره مندي کشورهاي همسايه و غير همسايه از ثروت هاي کشور موجب شده تا معلم به مباحثي مانند نبود اعتبار، کمبود بودجه و.....به ديده ترديد بنگرد و رسيدگي به وضعيت معيشتي و اقتصادي خود را در صدر مطالبات و خواسته هاي صنفي خود از دولت آينده قرار دهد.
2- احيا و ارتقاي منزلت اجتماعي معلم در جامعه:
حقيقت آن است که بر خورد سليقه اي و سياست محوري و طرح برنامه ها و ايده هاي خلق الساعه و تفکرات آزمايش خطايي و عدم توجه به جايگاه معلم در نظام تعليم و تربيت و برنامه ريزي و عجز دولتهاي گذشته به وعدهاي خود در بهبود معيشت معلمان و تامين حداقل ها و به تبع آن روي آوردن معلم ها به مشاغل دوم وچندم و حتي د ور از شان و جايگاه معلمي و آشکار شدن اين واقعيت تلخ براي دانش آموزان و خانواده ها از منزلت اجتماعي معلمان به شدت کاسته و جايگاه رفيع معلم را با آسيب هاي جدي مواجه ساخته است.
آسيبي که به نظر نگارنده ديگر با بوسه زدن بر دستان معلم، در روز معلم، و بيان کلمات زيبا واحترام آميز در وصف معلمها، ارتقا و منزلت نيافته و نيازمند تغيير نگاه ملي همراه با برنامه و راهبرد عملي و اجرايي به نظام آموزش وپرورش و دور نگه داشتنش از سياست زدگي است و اين مهم همچنان خواسته اي ثابت و مهم و مطالبه جدي معلمان، از دولت جديد باقي مانده است.
3- بر خورداري از آزادي بيان و انديشه
به دنبال اعتراضات معلمان و طرح خواسته هاي صنفي در دولت نهم و نبود اراده و برنامه اي جهت پاسخگويي عملي به اين خواسته ها و تغيير رويکرد دولت از پاسخگويي و حل مشکل معلمان به رويکرد امنيتي و کنترل معلمان و برخوردهاي قضايي و امنيتي با آنها براي اولين بار بعدازانقلاب معلمها با نا مهرباني و تحقير شدن توسط دولت مواجه شدند وفضاي حاکم بر فر هنگ و آموزش به يک فضاي بسته تبديل شد. به گونه اي که حتي در نشريات پرداختن به مطلب مربوط به حوزه معلمي و صنفي با دشواري هايي مواجه گرديد.
اين نوع نگاه دولت و اين شيوه تعامل با خواسته هاي معلمان موجب شده، تا باز شدن فضاي فرهنگ و آموزش و آزادي انديشه و بيان و حق اعتراض به نظام تعليم و تربيت در چار چوب قانون، از مطالبات و خواسته هاي معلم ها قرار بگيرد.
4-سهيم شدن در برنامه ريزي ها و هدف گذاري ها و سياست گذاريها
در طي سالهاي گذشته برنامه ريزي از بالا به معلم و مدرسه بود ه است. معلم ها سال هاست که خود را مجري بر نامه ها و طرح ها و ايده هايي ديده اند که در طراحي و پردازش آنها هيچ نقش و مشارکتي نداشته اند. امروز معلمان ميان خود و وزارت و تفکرات حاکم بران شکافي وسيع مشاهده مي کنند، شکاف و فاصله اي که با محوريت معلم و محوريت ديدگاهها و نقطه نظرات او در برنامه ريزي ها و تصميم گيري ها پر مي شود. امروز خواسته و مطالبه معلمان از رئيس دولت بعدي اين است که روش سنتي برنامه ريزي و تصميم گيري و هدف گذاري بدون توجه به تفکر معلمي و انديشه ها و ديد گاههاي معلمان تغيير يابد و مشارکت معلم وتوجه به نقطه نظرات و تفکرات او در تصميم گيري ها و تصميم سازي هاي آموزش و پرورش جدي گرفته شود. معلمان خواهان ايفاي نقش کارآمدتر در اداره مدارس و انتخاب مديران مدارس و روساي مناطق و حتي وزير از کانال خود و مدرسه مي باشند.
5- به رسميت شناختن فعاليت هاي صنفي و تشکل هاي معلمي و بسترسازي در اين خصوص
معلمان بعد از طرح خواسته ها و مطالبات صنفي خود در چند سال گذشته شاهد ايجاد محدوديت براي تشکل هاي صنفي معلمي، توقيف تنها نشريه معلمي کشور ، و ممانعت از هم انديشي فعالان صنفي بوده اند. به همين دليل معلمان اعتقاد دارند که نهادهاي مدني و صنفي مي توانند با بيان نقطه نظرات جامعه معلمي به مسوولان نقش مهمي در حل مشکلات صنفي ايفا نمايند و خواهان تصحيح رويه دولت نسبت به نهادهاي مدني و صنفي بوده و تشکيل نهادهاي صنفي معلمي را نه تنها مزاحم وزير ندانسته، بلکه آنها را نقطه اتکا و قدرت وزارت آموزش و پرورش مي دانند و خواهان نگاهي واقع بينانه به تشکل هاي صنفي معلمي و ايجاد معاونتي در امور تشکلها توسط وزير مي باشند و در همين راستا تاسيس نظام معلمي و پارلمان معلمان و برخورداري از خبرگزاري و روزنامه مختص معلمان را از مطالبات و انتظارات خود در اين حوزه مي دانند.
و اما ..........اين واقعيتي تلخ است که نبايد آن را کتمان کرد که تا زمانيکه معيشت و رفاه معلم تامين نشود وشان و منزلت معلم از طرف دولت و جامعه محترم شمرده نگردد، جاي خالي مطالبات اساسي تر و واقعي تر مانند: آموزش هاي نوين، روشهاي تدريس جديد، کلاسهاي مالتي مديا، فضاهاي آموزشي مناسب، امکانات آموزش و ورزشي، عدم تطابق محتواي کتابهاي درسي با نياز هاي امروزي، عدالت آموزشي، تکنولوژي آموزشي و نيازهاي تربيتي دانش آموزان... در ميان خواسته ها و مطالبات معلمان در حاشيه خواهند ماند.