نسخه شماره 2995 - 1391/06/05 -

 غناي موسيقايي شعر مهدي اخوان ثالث 
نويسنده : ضياءالدين ترابي‌

 مهدي اخوان ثالث (م.اميد) يکي از سرشناس‌ترين چهره‌هاي شعر معاصر است که با حضور 40 ساله خود در عرصه شعر و ادب، کارنامه درخشاني از خود به يادگار گذاشت و يکي‌ از تأثيرگذارترين شاعران عصر خود به شمار مي‌رود. شاعري توانا که با زباني فاخر، زيبا و مطنطن و با پشتوانه‌اي غني از شعر و ادب کلاسيک‌ فارسي به سرودن شعر نو روي آورد و از همان‌ آغاز با سرودن و انتشار شعرهايي چون «زمستان» به شهرت و اعتباري بي‌نظير دست يافت و موجب‌ پديدآمدن يکي از تأثيرگذارترين شاخه‌هاي شعر نيمايي شد. شعري که افزون بر زبان و بيان و محتواي غني و بهره‌گيري خوب و به جا از امکانات‌ وزن عروضي و نيز قافيه‌هاي کناري در شعر، ريشه‌ در راز و رمز موسيقايي زبان و ظرفيت‌هاي‌ موسيقايي زبان -به دور از امکانات وزن عروضي- دارد. به عبارت ديگر يکي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي‌ شعرهاي نوي اخوان غناي موسيقايي آن‌هاست. موسيقي لطيفي که با استفاده از ظرفيت‌هاي‌ موسيقايي زبان فارسي و ترکيب و هم‌نشيني و هم‌جواري واژگان و تکرار صامت‌ها و مصوت‌ها و به کارگيري واژه‌هاي هم‌خانواده و حتي تضاد و تناسب و مراعات نظير، در کنار وزن عروضي‌ نيمايي و بهره‌وري از تأثير موسيقايي قافيه‌هاي‌ کناري و دروني، پديد آمده است و حال و هواي خاصي‌ به شعرهاي وي مي‌بخشد: «اي لحظه‌هاي شگفت و گريزان که گاهي -چه کمياب-

اين شت خون و خجل را

در بارش نور نوشين خود مي‌نوازيد

او مي‌پرد چون دل پر سرود قناري‌

از شهربند حصارش فراتر

و مي‌تپد چون پر بيمناک کبوتر

تن، شنگي از رقص لبريز

سر، چنگي از شوق سرشار

غم، دور و انديشه بيش و کم دور

هستي، همه لذت و شور.»

حالت: از اين اوستا، ص 64

يا: «نگفتندش، چو بيرون مي‌کشاند از زادگاهش سر که آنجا آتش و دود است. نگفتندش: زبان شعله مي‌ليسد پر پاک جوانت را همه درهاي قصر قصه‌هاي شاد مسدود است‌ نگفتندش: نوازش نيست، صحرا نيست، دريا نيست‌ همه رنج است و رنجي غربت‌آلود است. »

پرنده‌اي در دوزخ: زمستان، ص 149

به‌طور کلي آنچه را که به عنوان موسيقي در شعر مطرح مي‌شود مي‌توان به سه گونه عمده: موسيقي بيروني، موسيقي دروني و موسيقي معنوي‌ قسمت کرد.

موسيقي بيروني همان موسيقي ظاهري شعر است، که در شعر کلاسيک فارسي با استفاده از وزن‌ عروضي و قافيه‌هاي کناري، در قالب‌هايي چون‌ قصيده، غزل و مثنوي و غيره پديد مي‌آيد و هويداترين بخش موسيقي شعر است؛ که در شعر نيمايي نيز به همان صورت، تنها بدون رعايت‌ تساوي طولي مصراع‌ها و نيز عدم الزام به رعايت‌ قافيه‌کناري در پايان مصراع‌هاي شعر -به گونه‌اي‌ آزادتر از شعر کلاسيک- به کار مي‌رود و با توجه به‌ تفاوت‌هايي که با عروض شعر کلاسيک دارد به‌ وزن عروضي نيمايي يا وزن نيمايي معروف شده‌ است و در اين‌جا نيازي به بحث و گفت‌وگو درباره آن‌ نيست. موسيقي معنوي، نهفته‌ترين بخش موسيقايي‌ شعر است که به نوعي از هماهنگي موسيقايي جاري‌ در کليت شعر پديد آمده و نيز در بعد معنايي شعر و از رهگذر ارتباط معنايي و مفهومي بين واژگان شعر و ترکيب آن‌ها با يکديگر، پديد مي‌آيد و بيشتر در انسجام‌بخشيدن به شعر و تشکيل و تشکل فرم و ساختار شعر نقش دارد و عنصري است نهفته و دور از دسترس که پرداختن بدان تنها از طريق بررسي‌ فرم و ساختار کلي شعر عملي است و بدين جهت در اينجا تنها با اشاره از آن مي‌گذريم. اما سومين بخش از موسيقي شعر، موسيقي‌ دروني است، که در کنار موسيقي بيروني، از مهم‌ترين عواملي است که غناي موسيقايي شعرهاي‌ مهدي اخوان ثالث را پديد مي‌آورد، و موسيقي‌ است که از چگونگي هم‌جواري واژگان و ترکيب‌ آن‌ها با يکديگر و نيز استفاده از تکرار صامت‌ها و مصوت‌ها و نيز به کارگيري قافيه‌هاي دروني در شعر پديد مي‌آيد و ريشه در ذهن و زيان شاعر دارد؛ که در اينجا براي آشنايي بيشتر با کاربرد اين‌ بخش از موسيقي شعر، در شعرهاي اخوان و نقش‌ کاربرد آن در غناي موسيقايي شعرهاي اخوان به‌ بررسي آن مي‌پردازيم: 1-قافيه‌هاي دروني:

قافيه‌هاي دروني از رعايت عنصر قافيه بين‌ واژگان داخل متن، يا واژگان درون مصراع‌هاي‌ شعر پديد مي‌آيد و بر لطافت شعر مي‌افزايد، مثل‌ کلمات هم‌قافيه: ديگران-غمان-زمان-آن-و زانوان، در اين پاره از شعر:

«کنار از ديگران، تنه

غمان را يک زمان کوچانده تا آن سوي خط و خطه پندار

گرفته گونه‌گون زنهار سوگندي‌

نه هيچش اعتمادي ليک بر سوگند و بر زنهار

دو پايش متکاي دست‌ها، آرنج بر زانو

و گاهي بر ستون زانوان بازو

نشسته بر زمين و تکيه بر ديوار.»

دل غمناک: در حياط کوچک پاييز در زندان، ص 48

که در اين شعر موسيقي حاصل از کاربرد اين‌ قافيه‌هاي دروني، در کنار قافيه‌هاي کناري: پندار- زنهار-ديوار، و زانو و بازو؛ و در کليت وزن شعر، بر غناي موسيقايي آن افزوده است.

هم‌چنين است قافيه‌هاي دروني: زين-کاين-و پوستين و نيز کلمات ساحل و باطل، در اين پاره از شعر: «سال‌ها زين پيش‌تر در ساحل پر حاصل جيحون‌

بس پدرم از جان و دل کوشيد

تا مگر کاين پوستين را نو کند بنياد.»

ميراث: آخر شاهنامه، ص 342- تکرار مصوت‌ها:

از تکرار صامت‌ها و مصوت‌هاي موجود در واژگان زبان، در پيکره شعر، موسيقي‌اي پديد مي‌آيد که گاه براي القاي حالت و کيفيتي خاص به‌ کار مي‌رود، و گاه صرفا جهت افزودن بر غناي‌ موسيقايي شعر و لطيف‌تر ساختن آن. اخوان ثالث‌ نيز مثل هر شاعر ديگري در شعرهايش از اين‌ ويژگي موسيقايي زبان حداکثر بهره را مي‌برد؛ مثل‌ تکرار مصوت بلند (آ) در واژگان: مي‌باريد-آرام- گاه-تنها-گاه-با-راه-شکايت‌ها-و حکايت‌ها، يا، در اين پاره شعر: «برف مي‌باريد و ما آرام‌

گاه تنها، گاه باهم، راه مي‌رفتيم‌

چه شکايت‌هاي غمگيني که مي‌کرديم‌

يا حکايت‌هاي شيريني که نمي‌گفتيم.»

برف: آخر شاهنامه، ص 110

و چنين است تکرار مصوت بلند (آ) در اين‌ پاره شعر، که در 12 مصراع 39 بار صداي اين‌ مصوت بلند تکرار شده و موسيقي جالبي پديد آورده است:

«راستي را که به درستي نمي‌دانم‌

بر خراب اين ابر شهر شگفت‌انگيز

بر فراز آن شکوه و شوکت ديرين‌

ما پريشان نسل غمگين را

بر سر اطلال اين مسکين خراب‌آباد

فخر بايد کرد، يا نه‌

شوق بايد داشت، يا فرياد.

بارها پرسيده‌ام از خويش‌

نسل بدبختي که مايانيم‌

وارث و ميران قصور و قصه اجداد

با چه بايد بودمان دلشاد

يادها، يا بادها، يا هرچه بودابود باداباد.

شوش را ديدم: سر کوه بلند، ص 168

افزون بر اينکه در اين قطعه، در کنار تکرار اين‌ مصوت بلند، از تکرار مصوت‌هاي کوتاه ‌شين، نون‌ و سين، (شين 9 بار، سين 10 بار و نون 15 بار) يعني‌ صامت سين در کنار صامت‌هاي ص و ث (که در زبان‌ فارسي مثل هم تلفظ مي‌شوند) در کلمات: راستي-درستي-نسل-سر-مسکين-پرسيده- نسل-وارث-قصور-و قصه؛ و نيز تکرار صامت‌ نون در کلمات: نمي‌دانم-اين-انگيز-آن-ديرين- پريشان-نسل-غمگين-اين-مسکين-نه-نسل- مايانيم-ويران-و پودمان. در کنار قافيه‌هاي کناري: اجداد-فرياد-شاد- آباد-و باداباد؛ و نيز قافيه دروني: اين-غمگين- مسکين و نيز: آن-ويران-بودمان-و پريشان؛ همه و همه در ساختار وزن کلي شعر، موسيقي‌ لطيف و دلنشين پديد مي‌آورند. 3- تکرار صامت‌ها:

افزون بر تکرار مصوت‌ها، در شعر اخوان، تکرار صامت‌ها، از نظر واج‌آرايي، نقش‌ برجسته‌اي دارند و مهدي اخوان ثالث، بي‌آنکه‌ تصنعي در کارش باشد يا مخاطب در هنگام‌ شنيدن آن احساس تصنعي بکند با استعداد خاصي‌ که دارد، حداکثر بهره را از تکرار صامت‌ها و موسيقي حاصل از آن، در شعرهايش مي‌برد؛ مثل‌ تکرار صامت‌شين در اين پاره شعر:

«اشارت‌ها درست و راست بود، اما بشارت‌ها

ببخشا، گر غبارآلود راه و شوخگينم، غار

درخشان چشمه پيش چشم من خورشيد

فروزان آتشم را باد خاموشيد»

قصه شهر سنگستان: از اين اوستا، ص 24

يا موسيقي حاصل از تکرار صامت‌هاي: غين، قاف، گاف (که در زبان فارسي هر سه مثل هم تلفظ مي‌شوند) و اين همه در کنار صامت خ، در اين پاره‌ شعر:

«در شب قطبي‌

اين سحر گم کرده بي‌کوکب قطبي‌

در شب جاويد

زي شبستان غريب من‌

بُقي از زندان به کشتنگاه

برگ زردي هم نيارد باد ولگردي

از خزان جاودان بيشه خورشيد»

قصيده: سر کوه بلند، ص 80

و نيز به همين نحو تکرار 15 بار صامت سين، در کنار هفت‌ بار تکرار صامت «ز» و صداي‌ حاصل از بازتاب آوايي اين دو صامت در کنار هم؛ آن هم تنها در هفت مصراع از شعر، يعني در اين پاره شعر:

«و بسياري دليرانه سخن‌ها گفت، اما پاسخي نشنفت

اگر تقدير نفرين کرد، يا شيطان فسون، هر دست و هر دستان

صدايي بر نيامد از سري، زيرا همه ناگاه سنگ و سرد گرديدند.

از اينجا نام او شد شهريار شهر سنگستان‌

پريشان روز مسکين تيغ در دستش ميان سنگ‌ها مي‌گشت

و چون ديوانگان فرياد مي‌زد آي‌

و مي‌افتاد و برمي‌خاست، گريان نعره مي‌زد باز»

قصه شهر سنگستان: از اين اوستا، ص 204- تتابع اضافات:

يکي از ويژگي‌هاي زباني شعرهاي اخوان‌ ثالث، استفاده زياد از تتابع اضافات و ترکيب‌هاي‌ اضافي است. اخوان تتابع اضافات را در حقيقت به‌ دو منظور در شعرهايش به کار مي‌گيرد که کاربرد اوليه آن همان ترکيب‌سازي و تصويرپردازي‌ است که به نوبه خود ساخت خاصي به بيان اخوان‌ مي‌بخشد. ولي دومين تأثير اين تتابع اضافات در شعر، تأييد موسيقايي ناشي از تکرار صداي کسره‌ اضافي موجود در اين ترکيب‌هاست که در کنار تکرار مصوت کوتاه (اِ) به غناي موسيقايي‌ شعرهاي اخوان مي‌افزايد، مثل:

«قرن خون‌آشام

قرن وحشتناک‌تر پيغام‌

کاندران با فضله موهوم مرغ دور پروازي‌

چار رکن هفت اقليم خدا را در زماني بر مي‌آشوبند

هر چه هستي، هر چه پستي، هر چه بالايي‌

سخت مي‌کوشند»

آخر شاهنامه: آخر شاهنامه، ص 81

يا:

«وزد نرم و نوازد گرم‌

به لذت، گيسوي زرتار اين صبح بهشتي را

نسيمي آن‌چنان کز لطف‌

به شرم حوري و نازپري ماند،

و کاج خانه همسايه، با آرامشي پرناز

بقاياي نصيب خويش را از بارش دوشين‌

به پاي پرتو خورشيد افشاند

و او را با سخاوتمندي و ايثار

به بزم بوسه‌هاي روشن و شفاف خود خواند»

سعادت آه -سه کتاب- ص 87

بدين‌گونه است که مهدي اخوان ثالث از همان‌ آغاز کار با آشنايي از راز و رمز تکرار صامت‌ها و مصوت‌ها در کليت موسيقايي شعر و استفاده به جا از اين واج‌آرايي‌ها در کنار به کارگيري عناصر موسيقايي ديگري، چون وزن عروضي، قافيه‌هاي‌ کناري، در کنار قافيه‌هاي دروني و معنوي به غناي‌ موسيقايي شعرش افزوده و از آن -اگرنه در همه جا و به گونه تصنعي- در هرچه موسيقايي‌کردن فضاي‌ شعرش و القاي حس و عاطفه نهفته در شعرهايش، به‌ مخاطبان شعرهايش، به نحو احسن بهره‌ها برده است.

نمونه چنين تلاشي را در يکي از نخستين‌ شعرهاي موفق وي، يعني شعر معروف «زمستان» که يکي از بهترين و مطرح‌ترين شعرهاي او نيز به‌ شمار مي‌رود، به روشني مي‌توان مشاهده کرد.

در اين شعر اخوان ثالث در کنار به کارگيري‌ قافيه‌هاي کناري (تکرار 21 بار کلمات هم‌قافيه در شعر 38 مصراعي)، از تأثير موسيقايي قافيه‌هاي‌ دروني چون: پا-را-سرما- تيپا-رنگ-تگرگ-مرگ- ميدان و آسمان و تأثير موسيقايي تتابع اضافات و ترکيب‌هايي چون -ترساي‌ پير پيرهن چرکين-يادگار سيلي سرد زمستان-تابوت‌ ستبر ظلمت نه توي مرگ‌ اندود-در کليت شعر نيز از تکرار صامت‌هاي سين و صاد، به بهترين نحو در القاي حس سرما، سکوت و حتي سياهي و نيز هرچه‌ زنده‌تر کردن و عيني‌تر ساختن تصاوير شعر، بهره‌ها برده است. به طوري‌ که در تمام شعر صداي‌ صامت‌هاي سين و صاد (که‌ در زبان فارسي مثل هم تلفظ مي‌شوند) روي هم رفته 68 بار تکرار شده است؛ افزون‌ براين در کنار آن، صداي‌ صامت‌هاي «زوذوظ» (نيز که مثل هم تلفظ مي‌شوند) 22 بار در اين‌ شعر تکرار مي‌شود. بدين ترتيب تکرار اين‌ صامت‌ها و مصوت‌ها و تأثير موسيقايي آن‌ها را در غناي موسيقي شعر، نمي‌توان اتفاقي دانست؛ هم‌چنين اثر آن‌ها را در تأثيرگذاري و القاي حس‌ و عاطفه نهفته در شعر، به مخاطب ناديده انگاشت؛ مثل اين پاره از شعر:

«چه مي‌گويي که بي‌گه شد، سحر شد، بامداد آمد

فريبت مي‌دهد، بر آسمان اين سرخي بعد از سحرگه‌ نيست

حريفا! گوش سرما برده است اين يادگار سيلي سرد زمستان است

و قنديل سپهر تنگ ميدان، مرده يا زنده

به تابوت ستبر ظلمت نه‌توي مرگ اندود پنهان است‌

حريفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز يکسان‌ است.»

زمستان: زمستان، ص 113


نسخه چاپي ارسال به دوستان