نسخه شماره 2549 - 1389/10/26 -


موج دموکراسي خواهي درکشورهاي عربي


 موج دموکراسي خواهي درکشورهاي عربي  
نويسنده : سعيد تهراني

از بدو پيروزي انقلا ب اسلا مي در ايران که نمودي از غلبه وجه اسلا ميت به حکومت هاي غيراسلا مي ولائيک در کشورهاي  اسلا مي بود، موج انقلا ب اسلا مي در کشورهاي عربي و اسلا مي منطقه فراگير شد و تمايل به ايجاد يک حکومت اسلا مي واقعي مبتني بر  راي مردم افزايش يافت. اکنون اين موج از تونس سر برآورده است; اعتراضاتي که منجر شد زين العابدين بن علي، فردي که 23 سال رياست جمهوري تونس را در اختيار داشت و قرار بود تا سه سال ديگر هم در اين منصب باقي بماند، از منصب خود کناره گيري کند و فرار به عربستان را به ماندن در تونس ترجيح دهد. البته خبرها حاکي از آن است که اين موج که اين بار از تونس آغاز شده محدود به اين کشور نخواهد ماند و از ديروز  تظاهرات به کشورهايي همچون مصر و يمن نيز تسري يافته  است و اين يعني توسعه موج دموکراسي خواهي در کشورهاي منطقه. طبيعت مردم سالا ري و دموکراسي  به گونه اي است که حاکماني که بيش از دو دهه در اين کشورها حکومت کرده اند و به حقوق مخالفين خود توجهي نداشته اند، سرانجامي بهتر  از زين العابدين بن علي پيدا نمي کنند و عدم توجه به اصول  دموکراسي، دير يا زود حاکميت اين روساي جمهور تحميلي را فرو خواهد پاشيد. هر دولتي که اتکا به مردم را به  فراموشي
بسپارد و  از پشتوانه مردمي محروم شود مجبور خواهد شد که به کشورهاي بيگانه وابسته شود و خلا » پشتوانه مردمي را از اين طريق پر کند. اما حاصل اين وابستگي تسريع در فروپاشي و سقوط است; امري که در  مورد تونس رخ داد و در آينده اي نزديک در کشورهايي همچون مصر و يمن هم ظهور و بروز يافته است.
البته موج دموکراسي خواهي، ساير کشورهاي منطقه را هم فرا گرفته است.
وقتي اصلا ح طلبان عربستان سعودي در نامه اي بي سابقه به پادشاه  اين کشور، صراحتا خواستار رفع محدوديت مي شوند يا فعالا ن اجتماعي در کشورهايي همچون کويت و امارات هم فعاليت سياسي خود را گسترش مي دهند، همگي نشان دهنده اين امر است که مردم سالا ري، يگانه راه پيشرفت و توسعه کشورهاي منطقه و راهکار مناسبي براي برون رفت از بن بست سياسي در اين کشورهاي اسلا مي است.
شايد رويدادهاي تونس که خيلي زودتر از آنچه که تصور مي شد به نتيجه مورد نظر مردم اين کشور منجر شد، ساير حاکمان عرب منطقه را هم بيدار کند تا زودتر از لجاجت و تحميل عقايد خود بر مردم بردارند و حاکميتي دموکراتيک در کشور خود برقرار کنند.
در اين صورت شاهد خواهيم بود که دموکراسي که فقط کشورهاي غربي خود را مدعي برقراري آن مي دانند محدود به غرب نخواهد ماند و در کشورهاي عربي نيز نظر و راي مردم مورد احترام قرار مي گيرد. هر چند که درباره استانداردهاي دوگانه غرب در حمايت  از  دولت هاي ديکتاتور عرب بيش از اين مي توان قلم فرسايي کرد که آن را به مجالي فراخ تر موکول مي کنيم.