انتخاب صفحه
شماره 4227 - چهارشنبه 22 دی 1395
شماره های پیشین:

یار مظلوم امام و انقلاب

ادامه از صفحه 1
در همان دوران، وقتی از مبارز و سیاستمدار بزرگی چون دکتر سید حسن آیت در خصوص جناب هاشمی می‌پرسیدیم و می‌دانستیم که ایشان به ندرت از کسی تعریف و تمجید می‌کرد، در پاسخ می‌گفت که او شخصیت بزرگی است که هنوز شناخته شده نیست و برای آشنایی بیشتر با ایشان، شهید آیت افراد را به مطالعه کتابهای در دسترس جناب هاشمی ارجاع می‌داد.
چیزی ازاستقرار انقلاب نگذشته بود که تاثیر شگرف وجود آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در عرصه‌های مختلف انقلاب، بر همگان به تدریج نمایان می‌شد. در پی ترور ناموفق فیزیکی هاشمی، ترور شخصیت ایشان را دشمنان قسم خوردۀ انقلاب در دستور کار قرار دادند. از همان سال 1359، هاشمی مظلومانه هدف آماج تیرهای تهمت‌های ناروا قرار می‌گرفت به همانگونه که شهید مظلوم آیت‌الله دکتر بهشتی مورد هدف این تیرهای کین و البته با گستره و شدت بیشتری قرار گرفته بود تا آنجا که پس از پاره پاره شدن بدن نازنینش در برنامه ترور دفتر حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیر ماه، امام راحل در رسای مظلومیت بهشتی، آن سخنان بی بدیل و تاریخی را ایراد فرمودند. به این ترتیب، هر گاه از سوی دشمنان خارجی نظام و گروههای برانداز داخلی، سخنان توهین آمیز و مشحون از افتراء به هاشمی نسبت داده می‌شد زجر می‌کشیدیم اما زانوی غم به بغل نمی‌گرفتیم زیرا این، از هزینه‌های انقلاب و انقلابی گری بود؛ آنگاه جگرمان می‌سوخت که متاسفانه در کوی و برزن و در افواه برخی از مردم نادان و جاهل، سخنان ناروایی را بر علیه شهید دکتر بهشتی و ایشان می‌شنیدیم . با آنکه کم بود اما کمش هم، زیاد بود. جگرسوزی دوستداران انقلاب و هاشمی از زمانی بیشتر شد که اینبار، ترور شخصیت ایشان نه از سوی دشمنان نشان دار انقلاب و نظام بلکه بصورت سازمان یافته و غیر سازمان یافته در داخل بدنۀ نظام و از سوی نحله‌های مختلف مدعی انقلاب، پس از دوران پایان ریاست جمهوری ایشان و تا روز 19 دی ماه 1395 ادامه یافت. اما رخداد و خبری پس از غروب روز نوزدهم دی، دشمنان را شوکه و دوستان و یاران واقعی انقلاب را با هر نحلۀ فکری، خون جگر کرد؛ «آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی، در پی بروز یک سکته قلبی به دیار باقی شتافت». آری اینبار، دست  تقدیر یار مظلوم امام و انقلاب را با بیش از 60 سال مبارزۀ مستمر آگاهانه و شجاعانه، گلچین کرده بود.
هاشمی در کارنامۀ یک عمر فعالیت علمی، مبارزاتی و مدیریتی درخشان خود که فقاهت و نگارش تفسیر نوین قرآن از نقاط برجستۀ آن است نقاط برجستۀ بزرگتری را به یادگار گذاشت؛ شاگردی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، هوشیاری کامل و شجاعت در پیروی از خط امام، ترسیم افکار و خط نورانی امام در انقلاب اسلامی، چگونگی مدیریت و ادارۀ امور در جامعۀ اسلامی ایران همچنین عشق به مقام معظم رهبری، توام  و همراه با انقیاد و اطاعت از احکام و فرامین رهبری.
شخصیت او، بحر محیطی بود که تهمتهای برخی مدعیان توخالی انقلاب را نادیده و نشنیده می‌گرفت که البته اینها، بخشی از مظلومیتهای این یار دیرین انقلاب است. چند سالی بود که نه در افواه و کوی و برزن بلکه در برخی محافل رسمی از برخی یاوه گویان می‌شنیدیم که او دروغگو است، هاشمی مایه ننگ است، هاشمی راس فتنه است و نظایر این گزافه‌گویی‌ها که حتی یادآوری آن نیز قابل تحمل نیست با اینحال، پیام روح افزای مقام معظم رهبری و سران محترم سه قوه در تجلیل از عظمت شخصیت کم نظیر و جایگاه بی نظیرش در انقلاب اسلامی را که به گوش جان شنیدیم، بسیار آرامش بخش بود و ما را بیش از پیش برای ادامه فکر و راه هاشمی مصمم کرد. 
طی دو روز گذشته، سیما و صدای جمهوری اسلامی ایران نیز در بزرگداشت مقام و منزلت آیت‌الله، خوش درخشیدند که جای تقدیر و تشکر دارد بخصوص از شخص ریاست محترم این سازمان که خود، از شخصیتهای مبارز قبل از انقلاب و از دوستداران هاشمی است. با اینحال، جا داشت که بصورتی شایسته تر پیام قله‌های فقاهت و عرفان در بزرگداشت آیت‌الله هاشمی که از بزرگترین شاگران امام راحل و از مراجع تقلید این زمان هستند به سمع و نظر مردم و مقامات می‌رسید. به همین دلیل، این قلم بر خود فرض می‌داند که فرازهایی از آن را در این یادداشت، بازگو کند.
 در بخشی از بیانات مرجع عظیم الشان، حضرت آیت‌الله جوادی آملی آمده است: « ارتحال استوانه انقلاب اسلامی، صحابی صالح و صابر و صادق امام راحل (قدس سره) و امین امت، حضرت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را به محضر مبارک بقیة الله ارواح من سواه فداه، رهبر محترم، ملت بزرگ ایران و خاندان شریف آن رحیل محبوب تسلیت عرض می‌نماییم. بهترین ابراز همدردی در این سانحه سنگین ملی و رخداد توان فرسا، حفظ نظام اسلامی، تقویت ارکان، حرکت در مدار پیام رهبری است ». دیگر شاگرد خاص امام راحل، مرجع جلیل القدر یعنی حضرت آیت‌الله مظاهری چنین نگاشتند که : « ارتحال اسفناک چهرۀ تابناک اسلام و ایران، مفسّر نوپرداز قرآن کریم، مجاهد نستوه آیت‌‌الله آقای حاج شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی قدّس ‌سرّه، ضایعه‌ای بس عظیم و مصیبتی جبران ‌ناپذیر است. امشب، شخصیّت تاریخ ‌سازی به لقاء پروردگار رحمان و رحیم شتافت که در تمام دورۀ عمر پر برکت خود، تنها به اعتلاء اسلام و سربلندی ایران می‌اندیشید و در این اندیشۀ بلند، تمام توان خود را در عرصه‌های گوناگون به کار گرفت و بی‌هیچ واهمه‌ای به مصداق «وَ لا يَخافُونَ‏ لَوْمَةَ لائِمٍ» تا پایان عمر، از صراط مستقیم خدمت به اسلام و آرمان‌های متعالی آن، تخطّی ننمود. نقش دوران‌ساز این عالم مجاهد فی‌سبیل‌الله در نهضت شکوهمند امام راحل عظیم‌ الشّأن قدّس‌سرّه ‌الشّریف و قرابت فکری و روحی او با آن امام عزیز تا بدان پایه بود که او را باید به حقّ در ردیف یکی از معماران انقلاب و جمهوری اسلامی ایران به شمار آورد؛ معمار هنرمندی که آثار فکر مدبّرانه‌اش، در سرتاسر تاریخ انقلاب اسلامی، آشکار است. 
قدرت فکری و هوشمندی عمیق و سیاست ورزی همراه با عقلانیّت و اعتدال ایشان در کنار روح صفا و مهربانی و اخلاص و ایمان حقیقی، از این عالم آگاه و سیاست‌ مدار مدبّر، شخصیّتی ساخته بود که احدی نتوانست تا بدین حدّ، اعتماد عمیق و محبّت بی‌نظیر امام بزرگوار را به خود جلب نماید و او همواره در قبل و پس از انقلاب، امین بی‌بدیل آن رهبر کبیر بود و در همۀ عرصه‌های بزرگ و کوچک، از سیاستگذاری‌های اصلی تا مسئولیّت دشوار دفاع مقدّس و همۀ تصمیمات مهم برای ادارۀ کشور، مستشار مؤتمَن آن قائد راحل به شمار می‌آمد، همچنانکه ملّت بزرگ ایران نیز بارها و بارها در صحنه‌های گوناگون تقنینی، اجرایی و غیر آن، نصابی بالا از اعتماد خویش را به این خادم نستوه و با اخلاص خود ابراز و اظهار داشتند.حقّ عظیم این حصن حصین انقلاب و ملّت که در همۀ صحنه‌های خطیر، سنگ زیرین آسیای نظام جمهوری اسلامی بود و همواره به همدلی هرچه بیشتر نیروهای معتقد به اسلام و انقلاب می‌اندیشید و در این مسیر جفاهای فراوانی دید، هیچ‌گاه از یاد تاریخ ایران و اسلام نخواهد رفت و نام نیک و بلند او در صدر فهرست سابقونِ اوّلون از مجاهدان و خدمت‌گزاران به ملّت مسلمان ایران ثبت خواهد گردید. بی‌شکّ ملّت قدرشناس و فهیم ایران از این خادم راستینِ صالحِ دلسوزِ خود و از بیش از شصت سال تلاش و مجاهدت صادقانه و خدمت و همّت خالصانۀ او تجلیل خواهند کرد ». در فرازهایی از پیام آیت‌الله امینی در رسای هاشمی نیز چنین آمده است: « خبر درگذشت و فقدانت را به من دادند. خدا می‌داند آنچنان این مصیبت اندوه بار، جانکاه، ناگوار و دردآور بود که ساعت‌ها گریستم؛ زیرا برادری بصیر، سنگ صبوری مدبر، همسنگری صمیمی و یار و رفیقی شصت ساله را از دست داده‌ام». «گرچه متاسفانه ظاهرا جسم شما دیگر در کنار ما نیست، اما شما را همچون همیشه «زنده» می‌دانم‌؛ چون انقلاب باید «زنده» بماند. علی رغم آنکه همه دنیایت را فدای انقلاب و نظام کردی، در این اواخر به شما بی‌مهری‌های فراوان شد. مظلوم تر از شهید بهشتی بودی و تحمل و صبر کرده و مکررا در ناملایمات روزگار می‌فرمودید: «اگر صبر نکنم چه کنم؟! اصل نظام به خطر می‌افتد»؛  اما از شما در مقابل عوام فریبان و دشمنان حقیقی و پنهان انقلاب که طرفدار دین منهای روحانیت بودند، حمایت نکردند».
سخنان گهربار دیگری که از سایر بزرگان نظام و انقلاب در دو روز گذشته در سیما و فضای سایبر دیدیم و شنیدیم که توان را از دست ناتوان این قلم در ادامۀ ذکر و تبیین این ماجرا می‌رباید؛ پس به همین مقدار و در این مجال می‌بایست بسنده کرد.  آری، او در هنگامه‌ای رفت که سالروز خیزش مردمی‌ در راه پیروزی انقلاب اسلامی یعنی روز قیام انقلابی مردم در 19 بهمن 1357 بود. در شبی روحش به پرواز درآمد که سالروز رحلت حضرت صدیقه طاهره سلام‌الله علیها و شهادت امیر کبیر بود و در روزی، پیکر مطهرش در جمع شکوهمند میلیونی مردم تهران تشییع شد که باران رحمت الهی، زمین و زمان را بس لطیف و پاک کرده بود که این همه، برای اهل بصیرت اتفاق نیست.
کلام پایانی: روح پدر انقلاب، مظلومانه از میان ما به ملکوت اعلی شتاقت. گزافه نخواهد بود که بگوییم در این روزگار، هاشمی حکم لنگر کشتی انقلاب اسلامی را داشت و شاید تنها راه جبران مظلومیت او، قوام نهضت هاشمی شناسی و گسترش آن در لایه‌های مختلف جامعه باشد تا راه نورانی امام راحل و مقام معظم رهبری، بهتر و آگاهانه تر شناخته و عاشقانه تبعیت و اطاعت شود و طیف وسیع‌تری از مردم و در همۀ اعصار، درمسیر اعتلای انقلاب و صیانت از ایران اسلامی بیش از پیش خود را سهیم بدانند.

لطفا نظر خود را درباره این مطلب بیان نمایید

draggablePen